تبليغاتX
چشمهایش - ای وای من
اشعار خود نویسنده
خراب شد همه آرزوی دل

در هم بریخت همه امال های دل

معنی کسی نکرد عشق را

در پشت دیوار باغچه مان

ما هم قبول کردیم فرار را

تا مرز دور شدن ها

از بست و بند های این زمان

یک در خیال رهبریست

یک در خیال وزیری موفقیست

دیگر به فکر ساخت کارخانه ایی بزرگ

بعضی هم به فکر ریال نقد

مردم کجای این صحنه جا باز کرده اند

تنها غیور بودن مردم در وقت رای دادن است

بعد از اتمام کار

مردم چکار ه اند

گر حرفکی زدند دیوانه بوده اند

غیر این اگر هست  یکی به من گوید

صد خرج می کنیم

وقتی برنده میشویم

چهار صد به جای صد

یک بهر خرج خود  یک هم برای سود

دو هم برای چهار سال بعد

کافی بود

دوستان راسیر از حلوای تنتنان خواهیم نمود

تا راضی شوند از خدمتی که کرده اند

این است حدیث ما

ای وای من

با این حساب ما مرده ایم

قبل از حساب قبل از کتاب

ای وای من

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 16:36  توسط اسداله پورهاشمی |